بسم الله الرحمن الرحیم
درود و سلام بر ملت ظلم ستیز و عدالت پیشه ایران
درود و سلام بر همه ملتهای عدالت خواه جهان و درود و سلام همه مردم جهان بر حاکمان دادگستر محضر مبارک مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (دامت برکاته) سلام علیکم استاد فتاح معروف به ایلیا«میم»[1] بعد از سالها تهدید و فشار توسط یکی از نهادهای مرموز امنیتی با عنوان اداره ضد ادیان و فِرَق ، معروف به اداره ضد ادیان در تاریخ 7/3/1386 دستگیر و به یکی از سلولهای ویژۀ زندان 209 اوین منتقل شد . به گفته اداره ضد ادیان دستگیری ایلیا «میم» بنابر نظر و تصمیم تعدادی از شخصیتهای برجستۀ مذهبی صورت گرفت زیرا طی سالهای گذشته ، به دلیل مقاومت و حمایت گستردۀ طرفداران ،دستگاه امنیتی قادر به تصمیم گیری دربارۀ دستگیری ایشان نبود . اما بعد از شروع تهاجم رسانه ای که فلش پیکان آن از طریق اداره ضد ادیان و با واسطه هایی، در یک روزنامۀ افراطی ظاهر شد و بعد از اوج گرفتن این تهاجم روانی درزمستان سال 1385 ، بالاخره چند ماه بعد و به گفته اداره ضد ادیان، پس از تصمیم گیری در شورایی متشکل از برخی از عالی ترین مقامات مذهبی و روحانیون ، قرار بر این شد که استاد ایلیا «میم» در زمان مناسب و بدون اطلاع شاگردان و پیروان دستگیر شود . برخی از اتهامات گفته و ناگفتۀ ایلیا ، عبارت بودند از بدعت گذاری در دین ، مسیحیت گرایی وتبلیغ مسیح . اشاعۀ پلورالیزم و تکثرگرایی معنوی ، توطئه بر علیه نظام اسلامی ، استحالۀ دینی ازطریق تلاش برای پیوند دین اسلام ، مسیحیت و یهود ، گسترش لیبرالیزم معنوی و اسلام آمریکایی و برخی اتهامات متعارف که در این گونه موارد مطرح می شود، مانند: توهین به مقدسات ، تبلیغ بر علیه نظام و اقدام بر علیه امنیت ملی از طریق راه اندازی تشکیلات سرّی و مخفیانه و فرقه سازی (ایلیائیسم). اما در واقع جرم او یک چیز است : مخالفت با اسلام خشونت طلب، همان اسلامی که مقام معظم رهبری هم با آن بارها مخالفت کرده اند؛ مخالفت با دینداری خشن و القاعدۀ فرهنگی؛ همان القاعده ای که پلیدترین چهره را از اسلام و قرآن به جهان نشان داد، اشاعۀ آزادی معنوی و معنویت آزاد (اما در چارچوب قرآن)؛ مخالفت با قرائت دینی منجمد و جمود آور؛ و تفسیر قرآن با دیدگاهی متفاوت ؛ طی پنج ماه گذشته اخبار موثق زیادی از زندان دژخیمان فرهنگی که مسئولیت آن بعهدۀ اداره ضد ادیان است به گوشمان رسیده است. ایلیا در همۀ این ماهها تحت شدیدترین فشارهاو شکنجه های روحی و روانی برای انکار گذشته ، انکار حقایق و انکار کارهای بزرگی که طی پانزده سال گذشته توسط او و حرکت او به وجود آمده ، قرار دارد . به توصیۀ استاد پیروان او ماهها سکوت کردند و در خاموشی به تفکر و تأمل پرداختند تا بلکه مسئولین مربوطه، خود به القاعدۀ فرهنگی و طالبان مذهبی ایران پاسخ دهند؛ همان طالبانی که قتل های زنجیره ای و وقایع کوی دانشگاه را بوجود آوردند و دل حافظان اسلام و انقلاب را شکستند. اما ماهها گذشت و از واکنش مسئولین خبری نشد . این بی واکنشی به دلیل توجیهات جعلی و تحریفات و سندسازی ها و مونتاژهایی بود که اداره ضد ادیان بر علیه استاد و پیروان او تهیه کرده بودند و بصورت خبرنامه ها و بولتن های ویژه به مسئولین ارائه می دادند . بنابراین از امروز ما خود تصمیم گرفتیم تا متناسب با شرایط روز، به میدان بیاییم . بیش از چند ماه است که بزرگترین اندیشه های زندگی بخش و عصارۀ افکار و کلام بزرگان در مسلخ تفتیش گران عقیده و قصابان اندیشه و آزادی و معنویت است . و ما در پاسخ به همۀ این ظلم ها ازامروز تلاش می کنیم تا حقایق را فریادوار برای همۀ جهانیان آشکار کنیم . ایلیا «میم» از سن شانزده سالگی برآیند تحقیقات ،تفکرات و مشاهدات خود را در ارتباط با جنبه های باطن گرایی و علوم باطنی در قرآن و کلام خداوند و بنابراین تفسیر معناگرا و باطن محور از کلام خدا، در سطح محدودی از شاگردان عملاً آشکار نمود. این تعالیم عملی و نظری تا سالها بعد در همین سطح محدود جریان داشت تا اینکه در سن 23 سالگی اولین دورۀ عمومی سخنرانی های استاد ایلیا «میم» در تهران آغاز شد و با استقبال فوق العاده و گسترده مردم و بویژه جوانان ، دانشجویان و اصحاب قلم و فرهنگ و فکر ، مواجه گردید . استقبال از سخنرانی های استاد به حدی بود که بعد از مدت کوتاهی هیچ یک از سالنهای سخنرانی موجود در تهران گنجایش پذیرش همۀ حاضران را نداشت . به همین دلیل جلسات سخنرانی در زمانهای مختلف از طریق فیلم یا نوار صوتی تکرار می شد . طی سالهای بعد و به دلیل اعمال محدودیتهای همه جانبه و فشارهای مختلف اداره ضد ادیان ،جلسات سخنرانی کمتر برگزار می شد . هر چند روز حملۀ جدیدی از طرف القاعدۀ فرهنگی و طالبان مذهبی که پیوسته خواستار کنترل کامل حوزه های دین و فرهنگ برای انواع استفاده های ابزاری می باشند ، صورت می گرفت . تا اینکه در یکی از جلسات سخنرانی در استادیوم شهید شیرودی تهران ، برای اولین بار تهاجم فیزیکی و آشکاری بر علیه استاد انجام شد که به دلیل موضع گیری و دفاع قدرتمند مردم ، نقشۀ دستگیری استاد در این روز با شکست مواجه گردید . بعد از این اتفاق حجم تهاجم و موج ترور شخصیتی و اجتماعی استاد ایلیا «میم» شکل جدیدی به خود گرفت و با شدت بیشتری در خبرنامه های خشونت طلب و طالبانی ظاهر شد . طبق خبر رسمی خبرگزاری فارس ، چهار نهاد بزرگ امنیتی و فرهنگی مأمور برخورد با استاد ایلیا«میم»، طرفداران او و کلیه جریانهای معنوی شدند . ساخت برنامه های تلویزیونی و القاء پیام های انحرافی به مردم ، ساخت برنامه هایی نظیر میزگرد های فرهنگی و بررسی معنویت جدید ، انتشار اخبار دروغ در بارۀ استاد در رسانه ها، نسبتهایی مانند مسیحای جدید ، حلقۀ بعدی اشو راجنیش و کریشنا مورتی ، پیامبر غیرمذهبیان و بی دینان ، مبلغ معنویت منهای شریعت، عامل امریکا و استکبار جهانی و مبلغ مبارزه منفی ، جادوگر قرن بیست و یکم ، ماهاتما ایلیا ،گاندی ثانی، لوترکینگ، دست نشاندۀ غرب ، ملحد، مرتد، بدعت گذار ، فاسد ، لیدر فرهنگی آمریکا ، شیاد و کلاهبردار ،مبلغ تنوع گرایی و کثرت گرایی معنوی ، دین جدیدی به نام ایلیا ئیزم ،مردی که زنها و مردها و کودکان و پیران را افسون می کند و دین شان را از آنها می گیرد؛ فاسد کنندۀ اسلام و الفاظ تحریک کنندۀ دیگر ،واژه هایی بودند که ظاهراً از طرف منابع مستقل اما در واقع از یک نهاد برآیندی که نمایندۀ چهار نهاد بزرگ فرهنگی و امنیتی به نام اختصاری ادارۀ ادیان بود سرچشمه می گرفت . در همین زمان یکی از روزنامه های بسیار افراطی (احتمالاً بدون اطلاع مدیر مسئول) طی چند نوشته در حملات بسیار تندی (از طرف عوامل اداره ضد ادیان) به استاد ایلیا سایر مسئولان قضایی و امنیتی را برای برخورد با استاد فراخوان کرد .در آخرین نوشته های این نشریه از تشکیل شعبه ای ویژه برای رسیدگی به این موضوع خبر داده شد و از مردم دعوت شد که برای هرگونه شکایت از استاد ایلیا «میم» به شعبۀ مربوطه مراجعه کنند اما بعد از گذشت ماهها ،از مراجعۀ شاکیان واقعی به دادگاه خبری نبود بنابراین پرونده بدون شاکی و طرح شکایت بسته شد . در همین زمان قرار شد جلسۀ سخنرانی استاد در استادیوم صدهزار نفری آزادی برگزار شود که با مخالفت قاطع نهادهای امنیتی مواجه گردید .برخورد با تعدادی از پیروان استاد و اخراج شاگردان استاد از ادارات دولتی و نیمه دولتی به تدریج آغاز شد. اکثر نشریاتی که توسط شاگردان نزدیک استاد و زیر نظر ایشان اداره می شدند یا توقیف شدند یا با مشکلات و محدودیتهای جدید روبرو شدند . نشریه هنر زندگی متعالی ،نشریه حرکت دهندگان ، نشریه هنرهای زیستن ،و نشریه علوم باطنی دریک چشم به هم زدن تعطیل شدند . جرم نشریات این بود: تحریریه ها و نویسندگان این نشریات از شاگردان ایلیا هستند و نشریات زیر نظر او فعالیت می کنند. دیگر نشریاتی هم که در ارتباط با استاد فعالیت داشتند با محدودیت های جدید و فوق العاده ای مواجه شدند. نشریاتی مانند تفکر متعالی، اخبار کودکانه و علم موفقیت و سایر موسسات انتشاراتی، فرهنگی و هنری نیز با محدودیتهای غیرمعمول روبرو شدند که عدم فعالیت آنها عملاً اجتناب ناپذیر می شد. کتاب تعالیم حق که جمع آوری قسمتهایی از سخنرانی های استاد در سن 23 سالگی (یازده سال پیش) بود به همراه کتابهای همسرشان (رویای راستین ،رویای راهستین، باغبان الهی و ...) از اکثر کتابفروشی ها جمع آوری و توقیف شد . بعضی از فروشندگان ازتهدیدات مأمورانی ناشناس برای فروش این کتابها سخن می گفتند و دیگر حاضر به فروش آن نبودند . اکثر NGO هایی که توسط شاگردان استاد اداره می شدند ، NGO هایی در زمینه امور فرهنگی ، تفکری، هنری، تحقیقات، خیریه ،محیط زیست و غیره نیز با موانع لاینحل یا توقیف روبرو شدند . این روش نیز کارگر نشد و مدتی بعد، احضار علنی برخی از نزدیکان استاد به ادارۀ ادیان و تلاش برای اعتراف گرفتن بر علیه استاد شکل شتابنده ای به خود گرفت . برخی ازمنازل بدون ارائه هیچ مدرک و حکم قضایی، تفتیش شد تا شاید مدرکی بر علیه استاد فراهم شود . همۀ آثاری که به نحوی با تعالیم استاد ارتباط داشتند یا توسط شاگردان ایشان تألیف شده بودند ، با جواب منفی اداره ضد ادیان که اینک در جایگاه وزارت ارشاد عمل می کرد، روبرو شدند. ظاهراً اداره ضد ادیان بهترین راه حل برخورد با این حقیقت را در بکارگیری ناجوانمردانه ترین و غیرانسانی ترین روش های ترور شخصیتی و تخریب همه جانبه چهره فردی و اجتماعی ایلیا کشف می کند. دروغ ترین، ناجوانمردانه ترین و سیاه ترین حقه ها در جهت تخریب شخصیت استاد و ترور روانی او در سطح پیروان، در اینترنت و دیگر رسانه ها قوی تر و پرحجم تر می شود. این روش، قدیمی ترین حقه منافقان بر علیه بزرگان، در طول تاریخ بوده است. در قرآن، تاریخ و کتب مقدس چنین نمونه هایی به وفور یافت می شود. و آنها بزرگترین مکر خویش را به کار بردند و مکر آنها نزد خدا (هیچ) است.[2] تهمتهای دروغ و مشکوکی دربارۀ اشوراجنیش ،کریشنا مورتی ،سای بابا، دالایی لاما و گاندی در بعضی از محافل مطرح شد اما حلقۀ بعدی تهمتها با همان محتوا و همان مختصات ولی با شدتی بیشتر متوجه استاد ایلیا «میم» بود . طی یک مقاله کشف می شد که مارتین لوترکینگ مسیحیت را با یک گرفتاری ابدی روبرو ساخت یا گاندی گذشته ای سیاه داشته و دارای افکاری التقاطی بوده است یا دالایی لاما عامل آمریکا برای مقابله با چین و گسترش معنویت چینی در جهان است بعد بصورت یک اشاره به منظور تردیدزایی در ذهن فردی به نام ایلیا در ایران اشاره می شد. انتشار این نوع متون در بعضی وبلاگ ها و سایتها زمینه سازی برای تهمتهای بعدی شمرده می شد. دراین موج او بعنوان فردی ضددین ،ضد آداب و سنن ،مدعی خدایی و کفر و مبلغ مبارزۀ منفی معرفی شد . مجموعه جوسازی ها، سم پاشی ها و تبلیغات سراسر دروغ اداره ضد ادیان و جعل ها و اغفالگری های آنان که خود را برآیند چهار نهاد بزرگ امنیتی و فرهنگی معرفی می کردند، باعث شد که جلادان فرهنگی و کماندوهای القاعده ای در تاریخ 7/3/1386 با یورش مغول وار به منزل استاد و به یغما بردن آثار ایشان، او را در حالی که کودک دوساله اش را در آغوش داشت دستگیر کردند و مورد ضرب و شتم قرار دادند. بر او زنجیر زدند و او را به قصابخانه اندیشه ها و قتلگاه آزادی بردند. از همان روزاول از جانب استاد این پیام از 209 به گوش ما رسید :« برخوردی نکنید .در سکوت به تحلیل و تفکر بپردازید .» مدتی بعد ، چند تن دیگر ازشاگردان استاد به بهانه های مختلف دستگیر شدند . عنوان اولیۀ همۀ این اتهامات «توهین به مقدسات ،تبلیغ علیه نظام اسلامی و اقدام بر ضد امنیت ملی » بود و تنها قسمت دوم عناوین کمی با هم فرق می کرد . اخبار مربوط به شکنجه ها و فشارهای جسمی و روحی استاد روز به روز و ازطرق مختلف بیشتر و بیشتر به گوش می رسید . فشارهای فوق العاده و دور از باور برای ضبط فیلم اعترافات ساختگی و انکار حقایق ، تا به این وسیله حبس و اعدام شاگردان منتفی شود. خونریزی ها از ناحیه گوش و بینی ، ادرار خونی ، تزریقات مشکوک ، تهوع های رو به ازدیاد و استفراغ خونی، جزئی از گزارش های هر روزه ای بود که از طریق برخی از زندانیان امنیتی به بیرون از زندان راه می یافت. همچنین در این خبرها آمده بود که برخی از عالی ترین مقامات مذهبی خواستار ضبط فیلم و صدا از استاد شده اند و ماموران اداره ضد ادیان نیز در احضار شاگردان استاد بر این موضوع صحه می گذاشتند. مقارن با این اخبار در بیرون از زندان اوین بدترین و بی سابقه ترین تبلیغات منفی و ناجوانمردانه ترین روشهای تخریب شخصیت و ترور روانی از طرف ادارۀ ادیان شدت گرفته بود. اقدام همزمان از طریق سایتهای اینترنتی ،وبلاگها و مطبوعات. محدودۀ تخریب دیگر فقط شامل استاد نبود .انواع دروغ ها و تهمت ها در قالب مسائل شخصی ، خصوصی و خانوادگی به استاد و بعضی از شاگردان و همسر وی روز به روز بیشتر می شد . انواع مسائل بسیار خصوصی، شخصی و خانوادگی افراد، طی احضار آنان به اداره ضد ادیان، طرح می شد. به احضارشدگان اطلاعات متناقض و شتابزده ای داده می شد . مأموران احضارکننده خبر از حکم اعدام به دلیل داشتن اعتقادات غیراسلامی دادند . در جلسات احضار انواع نسبتهای دروغ به استاد داده می شد و از احضارشدگان درخواست می شد تا این مطالب را در سطح پیروان و در سطح جامعه مطرح کنند . آنها می گفتند که حتی در صورت آزادی موقت ، حکومت به استاد اجازۀ سخنرانی نمی دهد . او نباید بنویسد و یا با مردم حرف بزند ، حق ارتباط داشتن با شاگردانش را ندارد و حق خروج از کشور را هم نخواهد داشت . به تدریج تهدید بر افشای مسائل خانوادگی افراد، و یا تهدید به دستگیری و زندان، بعنوان اهرمی برای فشار آوردن به شاگردان استاد جهت اعتراف سازی و سندسازی در راستای محکوم کردن ایلیا به امری عادی تبدیل شد. انگار قرار بود تهاجم از حیطه افراد به ترور شخصیتی خانواده ها هم سرایت کند غافل از آنکه پاسخ هر سلام، علیک است. ترور شخصیت استاد از طریق جاعلانه ترین و حقه بازانه ترین بولتن های ویژه برای برخی از مقامات که مخالف این برخورد بودند ، آخرین درها (نمایندگان مجلس، مقامات عالی قوه قضائیه و...) را نیز بروی شاگردان و پیروان استاد بست . اداره ضد ادیان طی یک اطلاع رسانی شتابزده و ناشی از وحشتِ آشکار شدن حقایق و بر ملا شدن خطاها و جرایم ماموران خود، از بعضی از مسئولین خواست با شاگردان استاد ملاقات نکنند. البته پیش از زندان و در زمان آزادی هم ، ملاقات با استاد گناهی بسیار بزرگتر شمرده می شد چون ممکن بود حتی افراد شاخص در سحر کلام و قدرت فهم و شعور او قرار گیرند. در محافل مختلف امنیتی و فر هنگی استاد ایلیا«میم» بر اثر تبلیغات و تزریقات اداره ضد ادیان بعنوان خطرناک ترین و جنجالی ترین پدیدۀ اجتماعی معرفی می شد؛ کسی که به هر قیمتی باید بی اعتبار و بی آبرو شود تا نفوذ و جذابیت خود را برای مردم و جوانان از دست دهد. آنطورکه بعضی از مسئولین گفتند، استاد فردی بسیار خطرناک برای اسلام و نظام اسلامی معرفی شده بود با تهمتهای عجیب و متعدد. احضار شاگردان به اداره ضد ادیان شدت گرفت . در این احضارها (که در موقع لزوم گزارشات مکتوب آن منتشر خواهد شد) تلاش می شد که با استفاده از انواع روش های شستشوی مغزی ،جنگ روانی و ترور شخصیتی ،ارتباط و علاقۀ افراد نسبت به استاد قطع شود و چهره ای دروغین و جعلی از ایشان ارائه گردد . در همین زمان، حرکت دیگری در میان برخی از پیروان استاد شروع شد . حرکتی بامحور واکنش آینه ای به اداره ضد ادیان، به این ترتیب که هر کاری که با ما بکنید همان کار را با شما انجام می دهیم . مقابله به مثل با منافقان و ظالمان. بنابراین حرکتی در دفاع و حمایت همه جانبه از استاد ایلیا «میم» آغازشد که روز به روز در حال افزایش است . و نوشتن این متن کوتاه خود یکی از قدم های روشنگرانه و افشاگرانه بر علیه منافقان مسلمان نما و القاعدۀ فرهنگی است که بر عرصه های بسیاری از اندیشه و معنویت و فرهنگ سرزمین ما چنگ انداخته است . از چند ماه پیش اخباری از بخش ویژه 209 به گوش می رسد که استاد تحت انواعی از فشارها و شکنجه های جدید قرار دارد تا آنطور که گفته شده، به درخواست جمعی از عالی ترین مقامات مذهبی فیلمی از استاد تهیه شود که ایشان در آن به محکوم کردن خود بپردازد. ظاهراً این خود محکوم سازی بعنوان یکی از شرایط عدم برخورد شدید اداره ضد ادیان با پیروان و شاگردان استاد و جلوگیری از حبس سنگین و اعدام بعضی از نزدیکان ایشان ذکر شده است. تاکنون گزارش تائید شده ای از اجرای قطعی چنین طرح جنایتکارانه و ضد بشری به دست ما نرسیده است اما به دلیل انطباق آن با عملکرد بی رحم ترین و ضد انسانی ترین پلیس مخفی های تاریخ یعنی گشتاپو و در زمان امروز، شباهت آن به عملکرد تروریست های القاعده در عراق که هنر آنها در سر بریدن و شکنجه در جلوی دوربین است و مهم تر از همه اینکه چنین طرح هایی به نام اسلام و قرآن و حکومت اسلامی انجام می شود، در صورت تائید این گزارش که می تواند برای همه جهان تکان دهنده باشد، پیروان استاد انصراف خود را از هم دینی با القاعده فرهنگی و تفتیش گران اداره ضد ادیان رسماً و آشکارا اعلام خواهند کرد. در صورت ظلم و ستم و خفقان بیشتر و بسته شدن همۀ راهها ، ما مرگ را بر زندگی ذلت بار ترجیح داده و در اعتراض به این ظلم و ستم جنون آمیز... در تاریخ 11/6/86 قطعاتی از یک فیلم ساختگی به همراه اصل فیلم، بعنوان حرکتی افشاگرانه، از طرف یکی از دست اندکاران تهیه این فیلم به بیرون از محفل اداره ضد ادیان راه پیدا کرد که با واکنش متقابل بعضی از شاگردان روبرو بود . آنها نیز همین کار را با بعضی از افراد مورد احترام اداره ضد ادیان انجام دادند (که ذره ای منتشر شد و خروار آن هرگز انتشار نیافت) و به همین دلیل این موج عملیات جعل و مونتاژ هم عقیم ماند . در فیلم مونتاژ شده توسط اداره ضد ادیان، ایلیا می گوید «من قصد تصرف حکومت و تصاحب نظام اسلامی را داشته ام...» بعد فیلم قطع می شود و جمله ای دیگر . در حالیکه اصل این فیلم در دسترس اعضاء مرکزی ال یاسین قرار دارد که در صورت لزوم در سطح شبکه های ماهواره ای پخش می شود . جملۀ کامل در فیلم اصلی اینطور است :« شما از من می خواهید که بگویم من قصد تصرف حکومت و تصاحب نظام اسلامی را داشته ام . نیت من ... » جمله «شما از من می خواهید که بگویم» حذف شده و فقط قسمت دوم آن آمده است بنابراین نقل قول به اصل قول تبدیل شده. بعد از اطلاع اداره ادیان از وجود اصل این فیلم در خارج از زندان، بکارگیری حقۀ مونتاژ نیز که بسیار پیشرفته تر از محصول کار اراذل و اوباش تهیه شده بود ، موقتاً متوقف شد . در حال حاضر نزدیک به چهل اثر از استاد رام الله که برگردان سخنرانی های اوست توقیف شده است . تنها اثر منتشر شده مربوط به سخنرانی های 23 سالگی (مربوط به یازده سال پیش ) استاد می باشد (به زودی دیگر آثار استاد نیز منتشر خواهد شد). در کنار این آثار ،بیش از دویست پروژه تحقیقاتی که مستقیماً یا با واسطه توسط ایلیا «میم» برنامه ریزی و راهبرد شده است نیز در توقیف قصابان اندیشه و فرهنگ و معنویت قرار دارد . نویسندگان ،سخنرانان ،محققان و مدرسانی که همگی مستقیم یا غیرمستقیم توسط استاد آموزش دیده اند ،عملاً قادر به بروز توانمندی ها و قابلیتهای خویش نیستند زیرا اجازه برگزاری هیچ گونه جلسه ای به آنها داده نمی شود. صرفاً به جرمآنکه این سخنرانان و مدرسان توسط استاد یا زیر نظر ایشان آموزش دیده اند و به هر شکل منتسب به او می باشند. ماموران و مسئولان اداره ضد ادیان مدتهاست که عدم مراجعه و مکاتبه با مسئولین و مراکز داخلی و خارجی (بویژه عدم مراجعه به مقام معظم رهبری، بازرسی رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام) را شرط آزادی فوری استاد ایلیا «میم» و بسته شدن کامل پرونده امنیتی وی اعلام کرده اند علی رغم این درخواست موذیانه و مشکوک، امروز ما، جمعیت ال یاسین، بزرگترین جمعیت فرهنگی و معنوی ایران، به نام خدا از رهبر عزیز و فرزانه خود و از همه رهبران و دلسوزان اسلام و مسلمین می خواهیم به ظلم ها، بی عدالتی ها، دروغ ها، جعل ها، به تفتیش عقاید و به اسارت معلم محبوب ما پایان دهند و اجازه ندهند که به اسم خدا و به نام اسلام و قرآن، به نام حکومت اسلامی و حاکمیت اسلامی، بدترین و بی سابقه ترین ظلم ها و سوء استفاده ها، انجام شود. ما جمعیت ال یاسین ، متشکل از جوانان مسلمان و شیعه ، وفاداری خود را همچون یازده سال گذشته به نظام اسلامی و حاکمیت اسلامی و رهبر عزیز و فرزانه مان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ، اعلام نموده و با عزمی راسخ فریاد می زنیم که ما سربازان قرآن ایم و در هر شرایطی از نظام اسلامی که مبتنی بر قرآن است حمایت می کنیم . و سلام بر بندگان صالح خداوند جمعی از شاگردان و دوستداران استاد ایلیا «میم» رام الله -------------------------------------------------------------------------------- [1] استاد ایلیا «میم» رام الله در مناطق مختلف و برای طیف های مختلفی که ایشان را می شناسند دارای اسامی متعدد بوده اند. پیمان فتاحی، محمد مسیح موسوی، کورش آریانژاد، ایلیاهو هناوی، داود عبد الحی از جمله این اسامی است. طی سالهای گذشته استاد به اسم ایلیا «میم» در سطح جامعه و در میان پیروان خود شناخته شده اند و به همین نام نیز از ایشان یاد می شود. [2] آیه 45 سوره ابراهیم